محمد بن حسين البيهقي

1146

تاريخ بيهقى ( فارسي )

اول افزودند و فراهم آوردند ( 3 ) - فرودست‌تر : زيردست‌تر و پائين‌تر و فروتر ( 4 ) - گربز : بضم اول و سكون دوم و ضم سوم زيرك و مكار و دلير ( 5 ) - جزم : بفتح اول و سكون دوم استوار ( 6 ) - روزگار گرفت : وقت گرفت و طول كشيد ( 7 ) - آمد شد : آمد و رفت ، اسم مركب ( 8 ) - حجت برمىگرفت : دليل مىآورد ( 9 ) - به حق : بر حق و راستين ، صفت پيشوندى امير موصوف ( 10 ) - بپردازيد : تخليه كنيد ( 11 ) - باز بايد ستد : بايد بازگرفت ( 12 ) - دست كرا باشد : قدرت و غلبه از آن كه باشد ؟ ( 13 ) - سنهء . . . : سال 432 ( 14 ) - آسيا بر خون بگشت : به كنايه يعنى كشتارى بزرگ شد ، فردوسى فرمايد : به خون غرقه شد خاك و سنگ و گيا * بگشتى به خون گر بدى آسيا ( 15 ) - چون مرو . . . بدشت كرد : جمله سرتاسر مغلوط مىنمايد . بر طبق تاريخ بايد عبارتى باشد چنين : چون جنگ با سيمجوريان در هرات و طوس و با فائق و بكتوزون در مرو و با خانيان بدشت كتر ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 16 ) - دست : مجازا قدرت و غلبه و پيروزى ( 17 ) - حصار بگرفتند : بكسر اول در حصار و قلعه رفتند و متحصن شدند ( 18 ) - بپيچيدى : مىپيچيد يعنى درهم و برهم و پيچيده و دشوار مىشد ( 19 ) - خذلان : بكسر اول و سكون دوم خوار فروگذاشتن و ترك نصرت ( 20 ) - رباط : بكسر اول كاروانسراى سر راه ، منزلگاه مسافران و كاروان ( 21 ) - درست گشتند : بهبود يافتند و صحيح و سالم شدند ( 22 ) - ولايت : مملكت و حكومت ( 23 ) - خليفهء امير المؤمنين : اضافه است و مراد امير مسعود است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 24 ) - سره : بفتح اول نيك ، صفت اتفاق ( 25 ) - نيك ساخته : به خوبى آراسته و مجهز ، صفت لشكر ص 1123 ( 1 ) - كارى افتاد : حادثه‌اى رويداد ( 2 ) - دو گروهى : دودستگى و دوگانگى و اختلاف ( 3 ) - فروخواهندگرفت : دستگير خواهند كرد ( 4 ) - ساخته است : تدارك ديده و ترتيب داده است ( 5 ) - حشم سلطانى : سپاهيان و چاكران و كسان و خدمتكاران ، موصوف و صفت نسبى ( 6 ) - يكى : متحد و يگانه ، صفت نسبى از يك ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 65 شمارهء ( 9 ) ( 7 ) - سنهء . . . : سال 432 ( 8 ) - بدم او : بدنبال او ( 9 ) - حدود : بضم اول مرزها جمع حد ( 10 ) - درنيافتند : به آنان نرسيدند ، فردوسى فرمايد : بياورد شبرنگ بهزاد را * كه دريافتى روز كين باد را ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ( 11 ) - بيرون ماند : خارج از شهر اقامت كرد ( 12 ) - سنهء . . . : سال 432 ( 13 ) - نثارها كردند : بكسر اول پيشكشها دادند ( 14 ) - آذين بستند : آذين نهادند و به آذين كردند يا زينت بستند - آذين بكسر سوم زيب و آيين و زيور ( 15 ) - مسجد جامع : مسجد جمعه يا مزگت